تبلیغات
نماز، ذكر الله - مطالب اسفند 1391

سر مقاله این هفته

Sample image

چطور نماز از فحشاء و منكرات نهى مى كند؟ در جواب مى گوییم این عمل مخصوصا كه بنده خدا آن را در هر روز پنج بار به جا بیاورد، و همه عمر ادامه دهد، و مخصوصا اگر آن را همه روزه ... ادامه مطلب

به ذکر الله ؛ پایگاه تخصصی نماز خوش آمدید.

معراج پیامبر و نماز خدا، و رهبرى على (ع)

جمعى از شاگردان امام صادق (ع) به گرد آن حضرت حلقه زده بودند، ابوبصیر مى گوید شخصى پرسید:
اى پسر رسول خدا!، پیامبر(ص) را چند بار به معراج (و سیر در ملكوت اعلى ) بردند؟
امام صادق : دوبار، جبرئیل آن حضرت را به معراج برد، و پیامبر(ص) در این سیر، به جائى رسید كه جبرئیل گفت همین جا بایست ! زیرا به جائى آمده اى كه هیچ فرشته و پیغمبرى به اینجا نیامده است ، همانا پروردگارت در نماز است
پیامبر: چگونه خدا نماز مى خواند؟!
جبرئیل مى فرماید: سبوح قدوس انا رب الملائمكه والروح ، سبقت رحمتى غضبى
پاك و منزه ام ، منم پروردگار فرشتگان و روح كه رحمتم برخشمم ، پیشى گرفته است
پیامبر(ص) عرض كرد: اللهم عفوك عفوك : خدایا عفو و گذشت تو را مى طلبم ، عفو و گذشت تو را مى طلبم
آنگاه امام صادق (ع) فرمود پیامبر(ص) در معراج به جائى رسید كه خداوند(در قرآن) مى فرماید:


قاب قوسین او ادنى: به خدا نزدیك شد به اندازه دو كمان یا نزدیكتر نجم - 9
ابوبصیر یكى از شاگردان معروف امام صادق (ع ) عرض كرد:
معنى این جمله (قاب قوسین ...) چیست ؟
امام صادق (ع ) فرمود: یعنى : به مقدار فاصله وسط انحناء كمان (روبروى دستگیره )، تا سرش ، آنگاه پیامبر(ص) نور عظمت الهى را از كمترین درجه تا بالاترین درجه ، مشاهده كرد
خداوند فرمود: اى محمد!
پیامبر (ص) عرض كرد:لبیك اى پروردگارم
خدا فرمود: رهبر امتت بعد از تو كیست ؟
پیامبر(ص) عرض كرد: خدا داناتر است .
خداوند فرمود:او امیرمؤ منان و سرور مسلمانان ، و پشواى رو سفیدان ، على بن ابیطالب (ع) است
سپس امام صادق (ع ) به ابوبصیر فرمود:سوگند به خدا، مقام رهبرى على (ع) از زمین نیامده ، بلكه شفاها از آسمان رسیده است (1)

پی نوشتها:

1- مولد النبى ، حدیث 13، ص 442 و 443 ج 1

منبع: كتاب داستانهاى اصول كافى


نوشته شده در شنبه 19 اسفند 1391 12:52 ب.ظ
ارسال شده در: نماز پیامبر(ص) و ائمه ،
دیدگاه ها : نظرات

چگونه نماز بخوانیم

حماد بن عیسى گفت : در محضر امام صادق علیه السّلام بودم ، به من فرمود: آیا مى توانى نماز را خوب بخوانى؟ عرض كردم : چگونه نمى توانم و حال آنكه كتاب حریز را كه درباره نماز نوشته شده است ، از حفظ دارم
حضرت فرمود: براى تو ضرر ندارد، برخیز و نمازى بخوان تا من ببینم كه چگونه مى خوانى
حسب الامر حضرت رو به قبله ایستادم و شروع به خواندن نماز كردم . تمام نماز را از نظر ركوع و سجود به جاى آوردم ، اما حضرت آن را نپسندید و فرمود:نماز را خوب نخواندى . واقعا چقدر زشت است براى مردى كه شصت هفتاد سال از عمرش مى گذرد و حال آنكه نمى تواند یك نماز كامل با مراعات حدود كامله آن بخواند
من خجالت كشیدم و خود را كوچك دیدم . عرض كردم : فدایت شوم ، شما نماز را به من تعلیم دهید
پس ، امام علیه السّلام رو به قبله راست ایستادند و دستهاى خود را آزاد گذاردند و انگشتهاى دست آن حضرت به هم گذارده شده بود و مابین دو قدم آن حضرت از سه انگشت باز، و بیشتر فاصله نداشت و انگشتهاى پاى خود را رو به قبله كردند و تا آخر نماز هم رو به قبله بود و با تواضع و حضور قلب گفتند: اللّه اكبر و سوره حمد و توحید را با ترتیل (به آرامى و خوبى) خواندند و بعد از تمام شدن سوره توحید، به قدر یك نفس كشیدن صبر كردند. بعد دست خود را بلند كرده تا مقابل صورت بردند و در حالى كه ایستاده بودند گفتند: اللّه اكبرو پس از آن به ركوع رفتند و كف دست را به سر زانو گرفتند. انگشتان آن حضرت از هم باز بود. زانو را به عقب دادند، چنانكه پا راست شد و پشت آن حضرت طورى مساوى شد كه قطره آبى بر آن مى گذاشتند، به هیچ طرفى نمى ریخت .

گردن خود را كشیده و سر به زیر نینداختند و چشم را بر هم گذاردند و سه مرتبه به آرامى گفتند: سبحان ربّى العظیم و بحمده بعد راست ایستادند و چون خوب ایستادند، گفتند: سمع اللّه لمن حمده و در همان حال كه ایستاده بودند، دست را تا مقابل صورت خود بلند كردند و گفتند: اللّه اكبرو بعد به سجده رفتند. دو كف دست را پیش ‍ زانوها، مقابل صورت خود بر زمین گذاردند و انگشتان آن حضرت به هم گذارده شده بود. سه مرتبه گفتند:سبحان ربّى الاعلى و بحمده اعضاى بدن خود را از یكدیگر باز گرفته و بر هم نگذارده بودند (در حال سجده دست را به بدن نچسبانیده و بدن را بر پا نگذارده بودند) و بر هشت موضع بدن خود كه به زمین گذارده بودند، سجده كردند كه پیشانى و دو كف دست و دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پا و سر بینى باشد. بعد از نماز فرمودند: گذاردن هفت موضع در وقت سجده به روى زمین واجب است كه پیشانى و دو كف دست و دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پا باشد. و اما گذاردن بینى بر زمین سنت (مستحب ) است و آنها همان مواضع است كه خدا در قرآن فرموده است :
و انّ المساجد للّه فلا تدعوا مع اللّه احدا
و مسجدها از آن خداست و با وجود خداى یكتا كسى را به خدایى مخوانید.
پس از آن سر از سجده برداشتند و وقتى نشستند گفتند:اللّه اكبر و به ران چپ نشسته ، پشت پاى راست را بر كف پاى چپ گذاردند و گفتند استغفر اللّه ربّى و اتوب الیه و دوباره در حالى كه نشسته بودند. گفتند:اللّه اكبر و بعد به سجده دوم رفتند و مانند سجده اول ، سجده دوم را تمام كردند. و در ركوع و سجود هیچ یك از اعضاى بدن را بر یكدیگر نگذارده بودند و موقع سجده آرنج دست خود را باز نگاه داشته و به زمین نگذارده بودند. در حال تشهّد خواندن ، انگشتان دست آن حضرت از یكدیگر باز بود و به این كیفیّت دو ركعت نماز خواندند و چون از تشهّد فارغ شدند، فرمودند:اى حماد، این چنین نماز بخوان (1)

پی نوشتها:

1- واعظ خانواده ، ص 52 به نقل از كافى ، كتاب الصلوة .

منبع: كتاب چهل داستان در باره نماز و نماز گزاران


نوشته شده در شنبه 19 اسفند 1391 12:44 ب.ظ
ارسال شده در: احكام نماز ،
دیدگاه ها : نظرات

حالت حضرت على (ع ) در نماز

نقل شده است هنگامى كه امیرمؤ منان (علیه السلام ) داخل نماز مى شد، انه كان اذا دخل الصلاة كان كانه بناء ثابت او عمود قائم لا یتحرك ... همچون بنایى ثابت و استوار و بدون تحرك بود.

چون عمود ایستاده بود كه هیچ گونه تحركى نداشت .

ركوع و سجودش طولانى مى شد و بدن مباركش از بس بى حركت بود كه گاهى مرغى بر پشت مبارك حضرتش مى نشست و هیچ كس به جز على ابن ابیطالب (علیه السلام ) و امام چهارم حضرت على بن حسین (علیه السلام ) طاقت نداشت مانند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نماز بخواند (1)

پی نوشتها:

1- میزان الحكمه ، ج 5، ص 381

منبع: كتاب 1001 داستان از زندگانى امام على (علیه السلام)


نوشته شده در شنبه 19 اسفند 1391 12:07 ب.ظ
ارسال شده در: نماز پیامبر(ص) و ائمه ،
دیدگاه ها : نظرات

بهانه مزاحمت نماز در امور شخصى

كسى كه نماز را مزاحمى براى اعمال و كارهاى روزمره شخصى بداند از دو حال خارج نیست یا ناشى از عدم آگاهى و جاهل بودن به موقعیت نماز و جایگاه آن در دین است كه تصور مىكند نماز با سایر تعالیم دین یكسان بوده و با بقیه احكام اسلامى فرقى ندارد و یا به خاطر ایجاد بهانه در ترك آن است كه مىخواهد آن بهانه را بعنوان دلیل نمایان سازد كه هر دو جهت مردود است. بطلان تصور اوّل به این است كه نماز برترین جایگاه را در دین دارا بوده و هرگز در عرض سایر احكام دین نیست. در برخى از تعابیر، معصومین(علیهم السلام) نماز را عصاره دین و بلكه تمام دین به شمار آوردهاند چون همه دین در نماز متجلى است.
و بطلان تصور دوم به این است كه طبیعى است هركس براى انجام عمل یا ترك آن سعى دارد كه دلیلى داشته و انجام و ترك هركارى را بدون علت انجام ندهد چون هیچ كارى بدون علت نیست.
البته اگر سئوال شود كه اقامه نماز كه جنبه ایجابى و عملى دارد نیاز به دلیل دارد ولى ترك نماز چیزى نیست كه جنبه عملى داشته باشد تا نیازمند دلیل باشد؟ پاسخ ما این است كه چون نماز حكمى است كه از بنده خواسته شده و جزء واجبات بحساب آمده اگر كسى آن را ترك نماید باید دلیل اقامه كند نه كسى كه آن را انجام مىدهد.

و امور زیادى در دین وجوددارد كه جنبه سلبى آنها و تركشان نیازمند دلیل است مثل اینكه در قیامت از انسان سئوال مىشود تو كه سالم بودى چرا روزه نگرفتى؟ چرا تو كه مستطیع بودى به حج نرفتى؟ تو كه سرمایه داشتى چرا خمس و زكات ندادى؟ همه اینها جنبه سلبى دارند و تركشان محتاج دلیل است نه انجام آنها.
اینجاست كه افراد به بهانهها تمسك مىجویند و تلاش دارند كه آن بهانههاى واهى و خیالى را بعنوان دلیل ترك عمل خود ارائه نمایند و حال آنكه خود مىدانند كه اینها بهانهاى بیش نیست.
معمولاً عادت بشرى بر این است كه بهانه تراشى كند و تنبلى و سستى در هر كارى را توجیه نموده و اعتذار بطلبد و این عذر و بهانهها دلیل و نشانه عدم تمایل یا سستى اراده اوست.
پی نوشتها:

1 ـ نهج البلاغه، نامه 31 فراز 13.
منبع: كتاب نقش نماز در شخصیت جوانان


نوشته شده در سه شنبه 15 اسفند 1391 07:23 ب.ظ
ارسال شده در: اسرار و چرایی نماز ،
دیدگاه ها : نظرات

نماز بارزترین مصداق ذكر خدا

ذكر در لغت به معناى حفظ مطالب و معارف آمده با این فرق كه حفظ به معناى بدست آوردن در ابتداى امر گفته مىشود و ذكر به ادامه و حاضر داشتن آن. كه آن حضور گاهى قلبى است و گاهى قولى و به همین خاطر ذكر را به دو قسم قلبى و زبانى تقسیم كردهاند(1).
و امّا مصداق ذكر: براى ذكر افراد و مصادیق زیادى در قرآن و سنت بیان شده است ولى آنچه از فحص و بررسى در آیات و روایات بدست مىآید این است كه نماز، فرد واقعى و مصداق حقیقى ذكر الهى است چون نماز دستورى است كه در همه شرایع و ادیان الهى جزء فرائض و واجبات بوده است و خداوند در قرآن كریم تصریح كرده است كه مراد از ذكر الهى، نماز است.
اَقِم الصلاة لذكرى «نماز را بپا دار تا به یاد من باشى»(2). و در آیه دیگر مىفرماید: ولذكر الله أكبر «نماز بزرگترین ذكر الهى است»(3).
اینكه نماز را برترین مصداق ذكر خدا یاد كرده شاید بدین جهت باشد كه در حال قیام به نماز، نفس آدمى در اثر توجه به مبدأ اعلى و خالق یكتا از اضطراب درونى دور شده و سختىها و ناملایمات را از یاد مىبرد. و شاید وجه كمك گرفتن از نماز در آیه استعینوا بالصبر والصلاة «یعنى از صبر و نماز استعانت بجوئید»(4) همین باشد. در تفسیر آیه 91 سوره مباركه مائده «انّما یرید الشّیطان أن یُوقعَ بینكم العداوةَ والبغضا فى الخمر والمیسر ویصدّكم عن ذكر الله وعن الصّلاة فهل أنتم منتهون» «شیطان مىخواهد در میان شما به وسیله شراب و قمار عداوت ایجاد كند و شما را از ذكر خدا و نماز بازدارد آیا خوددارى خواهید كرد». گفته شد كه: «به این دلیل خداوند در این آیه نماز را جداى از ذكر خدا اسم برد ـ با توجه به اینكه نماز هم ذكر خداست ـ كه نماز فرد كامل از ذكر الهى است و خداوند اهتمام بیشترى به امر آن دارد و در روایت صحیح هم وارد شده كه نماز پایه و ستون دین است»(5). و نیز از كلمه «موقوت» در آیه 103 سوره مباركه نساء كه فرمود: انّ الصلاة كانت على المؤمنین موقوتاً.

 

«استفاده مىكنند كه وقت در نماز كنایه از ثبات و تغییر ناپذیر بودن این فریضه الهى است یعنى نماز یك فریضه ثابتى است كه در هیچ حال ساقط نمىشود و هرگز تبدیل به چیز دیگر نمىگردد آنطور كه مثلاً روزه در مقام اضطرار تبدیل به فدیه مىشود»(6).
بنابر این كمترین تردید در این مطلب روا نیست كه یاد خدا آرام بخش دلها از همه یأسها و ناآرامىها بوده و نماز روشنترین مصداق و فرد اكمل از ذكر الهى است.
نتیجه اینكه نماز تنها عامل بازدارنده از همه لغزشها و تنها تكیه گاه امن و مأمن مستحكم براى انسانها خصوصاً جوانان است كه هرگز نفس خویش را از افتادن در مهلكه حوادث مصون نمىبینند و شاید به همین سبب باشد كه در كتاب آسمانى قرآن كمتر عبادتى چون نماز مورد اهمیت قرار گرفته است تا آنجا كه حدود صد و چهارده مورد این كلمه در قرآن بكار رفته و در پانزده مورد امر به آن شده است. و در صدق و درستى ادعاى ما همین بس كه جوانى از انصار نماز را با پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) بجا مىآورد و با این وصف آلوده به گناهان زشتى نیز بود. این مطلب را به عرض پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) رساندند. حضرت فرمود:
انّ الصلاةً تناهُ یوماً «نمازش او را روزى از این اعمال پاك مىكند»(7).
پی نوشتها:
1 ـ مفردات الفاظ القرآن، ص181.
2 ـ سوره مباركه طه، آیه 14.
3 ـ سوره مباركه عنكبوت، آیه 45.
4 ـ سوره مباركه بقره، آیه 45.
5 ـ المیزان، ج6 ص123 چاپ بیروت (دوره بیست جلدى).
6 ـ المیزان، ج5 ص65 چاپ بیروت.
7 ـ مرحوم طبرسى ـ تفسیر مجمع البیان ـ ، ج7 ص447.
منبع: كتاب نقش نماز در شخصیت جوانان


نوشته شده در سه شنبه 15 اسفند 1391 07:14 ب.ظ
ارسال شده در: آیات و روایات نماز ،
دیدگاه ها : نظرات
تعداد کل صفحات : 3 1 2 3

گالری تصاویر

Sample image
Sample image
Sample image
Sample image

درباره وبلاگ


اِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی من «الله» هستم؛ معبودی جز من نیست! مرا بپرست، و نماز را برای یاد من بپادار! قرآن كریم، سوره طه، آیه 14

نماز در کلام اهل بیت

آمار و ارقام

بازدید امروز :
بازدید دیروز :