تبلیغات
نماز، ذكر الله - مطالب اسرار و چرایی نماز

سر مقاله این هفته

Sample image

چطور نماز از فحشاء و منكرات نهى مى كند؟ در جواب مى گوییم این عمل مخصوصا كه بنده خدا آن را در هر روز پنج بار به جا بیاورد، و همه عمر ادامه دهد، و مخصوصا اگر آن را همه روزه ... ادامه مطلب

به ذکر الله ؛ پایگاه تخصصی نماز خوش آمدید.

بعضى از اسرار و آداب باطنیه نماز

بدان كه: نماز، تركیبى است الهى و معجونى است آسمانى كه مركب است از اجزاى‏بسیار، كه بعضى از آنها به منزله روح، و بعضى به مثابه اعضاى رئیسه بدن، و بعضى به‏منزله سایر اعضا است.

و توضیح این مطلب آن است كه: مثلا انسان كه حقیقت آن مركب است از: اجزاى‏معینه.انسان موجود كامل نیست مگر به معنى باطنى، كه روح او است.و اعضاى‏محسوسه كه در اندرون او و بعضى دیگر در ظاهرند.و این اعضا مختلف‏اند:

بعضى از آنها چیزى است كه: به نبودن آنها انسان نیز معدوم است و به زوال آنهازندگى نیز زایل مى‏گردد، مثل دل و جگر و سر و امثال آنها.

و بعضى دیگر از این قبیل است كه: آدمى به نبودن آنها نمى‏میرد و لیكن ظاهرناقص مى‏گردد.و تمامیت انسانیت از او زایل مى‏شود، مثل دست و پا و چشم و زبان ونحو اینها.

و بعضى دیگر از چیزى است كه: به برطرف شدن آنها حسن برطرف مى‏شود وآدمى قبیح منظر مى‏گردد، چون ابرو و مژه و ریش و گوش.

و بعضى دیگر از آنهاست كه تمامیت‏حسن، به نبودن آنها برطرف مى‏گردد، مثل‏گشادى چشم و سیاهى مو و سرخى رو و نحو اینها.

پس همچنان نماز، حقیقتى است مركبه كه شریعت مقدسه آن را از امور مختلفه‏مصور كرده و ما را به فعل آن مامور نموده.و روح آن، نیت قرب و اخلاص و حضورقلب، و اركان آن، كه تكبیرة الاحرام و ركوع و سجود و قیام باشد به منزله اعضاى رئیسه‏است كه به ترك آنها نماز فوت مى‏شود.و وجود آن بدون آنها صورت نمى‏بندد.

و سایر اعمال واجبه آن، از: فاتحه و سوره و ذكر ركوع و سجود و طمانینه و تشهدو غیر اینها از واجبات، كه نماز به ترك آنها باطل مى‏شود - از روى عمد نه سهو - به‏منزله دست و پا و چشم و زبان و آلات تناسل و امثال اینهاست كه گاهى انسان به تلف‏آنها تلف مى‏شود، و گاه نمى‏شود.

و اعمال مستحبه و آداب مندوبه، از: قنوت و دعاى تكبیرة الافتتاح و تكبیرات‏زایده از قدر واجب از اذكار، به منزله ابرو و چشم و ریش و مژه و سیاهى حدقه وسرخى رخسار و امثال اینهاست، كه فوات بعضى از اینها حسن را بر طرف مى‏كند.وفوات بعضى، كمال حسن را.و شخص نمازگزار به برطرف شدن آنها قبیح منظر و كریه‏صورت مى‏گردد.

و چون این را دانستى پس اى جان برادر! بدان كه: نماز تو تحفه و هدیه‏اى است كه به‏بارگاه مالك الملوك مى‏برى و به آن، به حضرت او تقرب مى‏جویى.مانند كنیزى كه‏كسى به عنوان هدیه براى پادشاهى برد كه به واسطه آن به سلطان تقرب جوید.و این‏تحفه را امروز به عرض پروردگار مى‏رساند و در روز عرض اكبر آن را به تو ردمى‏نمایند.پس دیگر اختیار به دست توست و ببین چه بایدت كرد؟ پس هر كه آن را به نحوى كه خدا مقرر فرموده است‏به جا آورد و اعمال واجبه ومندوبه آن را به عمل آورد، و شرایط ظاهریه و باطنیه آن را مراعات نماید، و اخلاص‏و حضور قلب را از دست ندهد، مانند كسى است كه: بنده جوان صحیح مستوى الخلقه‏زیباروى و عاقل و كامل از براى پادشاهى مى‏برد.و هر كه همین اقتصار بر اعمال‏ظاهرى آن كند و از توجه دل و حضور قلب و قربت و اخلاص غافل گردد، مثل كسى‏است كه: بنده كورى یا كرى یا گنگى یا دست‏بریده‏اى یا پا بریده‏اى یا پیرى یا كریه‏منظرى را پیشكش كند.

پس اى غافل! آگاه شو و با خود تامل كن كه اگر خواهى تحفه به نزد پادشاه برى بلكه به نزد كسى كه بسیار از پادشاه پست‏تر باشد از امرا یا حكام یا عمال، چگونه سعى‏مى‏كنى در خوبى و پاكیزگى و حسن آن، تا به معرض قبول افتد.پس اى مغرور غافل‏بیچاره! تو را چه افتاده كه این قدر غفلت و مسامحه مى‏ورزى در خوبى هدیه‏اى كه‏مى‏فرستى به خدمت‏سلطان سلاطین، كه ابتداى تو از او و بازگشت تو به سوى او است.

و وارد شده است كه: «هر نمازى را كه آدمى ركوع و سجود آن را درست‏به جانیاورد اول خصمى خواهد بود از براى او در روز عرض اكبر، و خواهد گفت: خدا تو راضایع كند چنان كه تو مرا ضایع كردى‏1)

پس زنهار! از او غافل نگردى و آداب و شرایط آن را به جا آورى.

و بدان كه: آنچه از آداب و شرایط و احكام نماز كه متعلق به ظاهر آن است وظیفه‏علم فقه است.و در آنجا مبین است.

پی نوشتها:

1- احیاء العلوم، ج 1، ص 132

منبع: كتاب معراج السعادة


نوشته شده در چهارشنبه 8 آذر 1396 08:04 ب.ظ
ارسال شده در: اسرار و چرایی نماز ،
دیدگاه ها : نظرات

بهانه مزاحمت نماز در امور شخصى

كسى كه نماز را مزاحمى براى اعمال و كارهاى روزمره شخصى بداند از دو حال خارج نیست یا ناشى از عدم آگاهى و جاهل بودن به موقعیت نماز و جایگاه آن در دین است كه تصور مىكند نماز با سایر تعالیم دین یكسان بوده و با بقیه احكام اسلامى فرقى ندارد و یا به خاطر ایجاد بهانه در ترك آن است كه مىخواهد آن بهانه را بعنوان دلیل نمایان سازد كه هر دو جهت مردود است. بطلان تصور اوّل به این است كه نماز برترین جایگاه را در دین دارا بوده و هرگز در عرض سایر احكام دین نیست. در برخى از تعابیر، معصومین(علیهم السلام) نماز را عصاره دین و بلكه تمام دین به شمار آوردهاند چون همه دین در نماز متجلى است.
و بطلان تصور دوم به این است كه طبیعى است هركس براى انجام عمل یا ترك آن سعى دارد كه دلیلى داشته و انجام و ترك هركارى را بدون علت انجام ندهد چون هیچ كارى بدون علت نیست.
البته اگر سئوال شود كه اقامه نماز كه جنبه ایجابى و عملى دارد نیاز به دلیل دارد ولى ترك نماز چیزى نیست كه جنبه عملى داشته باشد تا نیازمند دلیل باشد؟ پاسخ ما این است كه چون نماز حكمى است كه از بنده خواسته شده و جزء واجبات بحساب آمده اگر كسى آن را ترك نماید باید دلیل اقامه كند نه كسى كه آن را انجام مىدهد.

و امور زیادى در دین وجوددارد كه جنبه سلبى آنها و تركشان نیازمند دلیل است مثل اینكه در قیامت از انسان سئوال مىشود تو كه سالم بودى چرا روزه نگرفتى؟ چرا تو كه مستطیع بودى به حج نرفتى؟ تو كه سرمایه داشتى چرا خمس و زكات ندادى؟ همه اینها جنبه سلبى دارند و تركشان محتاج دلیل است نه انجام آنها.
اینجاست كه افراد به بهانهها تمسك مىجویند و تلاش دارند كه آن بهانههاى واهى و خیالى را بعنوان دلیل ترك عمل خود ارائه نمایند و حال آنكه خود مىدانند كه اینها بهانهاى بیش نیست.
معمولاً عادت بشرى بر این است كه بهانه تراشى كند و تنبلى و سستى در هر كارى را توجیه نموده و اعتذار بطلبد و این عذر و بهانهها دلیل و نشانه عدم تمایل یا سستى اراده اوست.
پی نوشتها:

1 ـ نهج البلاغه، نامه 31 فراز 13.
منبع: كتاب نقش نماز در شخصیت جوانان


نوشته شده در سه شنبه 15 اسفند 1391 07:23 ب.ظ
ارسال شده در: اسرار و چرایی نماز ،
دیدگاه ها : نظرات

روح و حقیقت نماز

نماز لفظ و واژهاى است كه در متون دینى ما بعنوان «صلاة» از آن یاد شده و داراى معانى متعدّدى بوده كه یكى از آن معانى، همین عمل مخصوصى است كه به نام «نماز» در دین اسلام تشریع شده است. این لفظ در برخى از آیات به معناى سلام و تحیت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن مىفرمایند:

إنَّ الله وملائكته یصلّون على النّبى یا ایّها الذین آمنوا صلّوا علیه وسلّموا تسلیماً.

«همانا خداوند و فرشتگان بر پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) درود مىفرستند شما هم اى اهل ایمان بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم بر او سلام گوئید»(1).

و در آیه دیگر با اشاره به همین معنى مىفرمایند: هو الذى یصلى علیكم وملائكته «اوست خدایى كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحیت و رحمت مىفرستند»(2).

وبه معناى دعا هم در برخى از آیات آمده است. آنجا كه به پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده مىشود خداوند مىفرماید بعد از گرفتن زكات براى آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكیهم بها وصلّ علیهم إنّ صلواتك سكن لهم.

«اى رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگیر تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكیزه سازى و آنها را به دعاى خیر یاد كن همانا دعاى تو در حق آنان، موجب تسلى خاطر آنهاست»(3).

«صلاة» به هر دو معناى مزبور كه در حقیقت به معناى واحد بر مىگردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نیست بلكه مراد از «صلاة» همان معنایى است كه با طریق مشخص و با اركان مخصوص و جزئیات معین از طرف شارع مقدس، حقیقت پیدا كرده است و پیامبر خاتم(صلى الله علیه وآله وسلم)آن حقیقت نازله را در عمل تشریع و خود، آن را تحقق عملى بخشید. نه تنها شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پاى بند بود بلكه همه مسلمین موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجاى آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق اللیل.

«نماز را از زوال خورشید تا نهایت تاریكى شب برپا دار»(4).

كه این آیه اشاره اجمالى به نمازهاى پنج گانه دارد. نماز با این شیوه مرسوم كه مصداق آن براى همه مسلمین روشن و آشكار است چیزى نیست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)و اهل بیتش استفاده مىشود پر واضح است كه این تلقى از نماز یعنى اعمال مخصوصهاى كه با تكبیرة الاحرام شروع و به سلام ختم مىگردد. و این است معناى دیگرى كه از آیات استفاده مىشود. آنچه كه مسلّم است این است كه این عمل ظاهرى كه اصطلاحاً بدان نماز گفته مىشود تمام حقیقت نماز نیست بلكه این صورت و چهره ظاهرى آن است. نماز امرى است الهى كه تحقق آن همانند سایر امور داراى ظاهر و باطن است كه در متون دینى به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصویر ظاهرى نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گیرد و حفظ آن نیز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظیم در مقابل او، امید و دلبستگى به ذات ربوبى، اعتماد و ركون به وجود سرمدى و محو شدن در مقابل ذات یكتایى كه در مقابل عظمت و جلالت او قیام نموده است.

حقیقت نماز اعم از معناى ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقیقت انسان و انسانیت او به جسم مادى است. همانطور كه حقیقت انسان در این جسم خاكى و هیكل مادى قالب گیرى شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به این شكل ظاهرى وجود یافته است چنانچه خداوند فرماید: وقد خلقتكم اطواراً «وبه تحقیق شما را به صورت گوناگون آفرید»(5).


نوشته شده در سه شنبه 15 اسفند 1391 07:01 ب.ظ
ارسال شده در: اسرار و چرایی نماز ،
دیدگاه ها : نظرات

فلسفه نماز

تمام پدیدههاى نظام هستى معلول و مخلوق ذات حق بوده و منشأ آفرینش آنها خالق قادرى است كه هستى از او نشأت گرفته است. همه موجودات از جمله انسان از فیض حق وجود یافتهاند. و نه تنها در مقام حدوث بلكه در مقام بقاء نیازمند و محتاج اویند.

یعنى خداوند نه تنها نعمت وجود را به موجودات اعطا نموده است بلكه ربوبیت و سرپرستى آنها را نیز عهدهدار گشته است پس خدا هم خالق است و هم رب، و همه موجودات به خالقیت و ربوبیت او اعتراف دارند.

یسبح لله ما فى السموات وما فى الارض الملك القدوس العزیز الحیكم.

«تسبیح مىگوید خدا را آنچه در آسمانها و در زمین است آن پادشاه پاك عزیز حكیم را»(1).

انسان كه اشرف كائنات است بر اساس فطرت به ربانیت او مقر و معترف است و هرگونه شرك را از او نفى مىكند و لازم است كه فقر خویش و غناى خالق، كوچكى خود و عظمت رب را اظهار نماید و رمز نماز در همین است كه بنده اظهار عبودیت و بندگى نماید. چنانچه در كلام گوهر بار امام رضا(علیه السلام) آمده است كه: علة الصلاةِ انَّها اقرارٌ بالربوبیّة لله ـ عزّ وجل ـ وخلعُ الانداد وقیامٌ بین یدى الجبّار جلّ جلاله بالذّل والمسكنة والخضوع والاعتراف.

«علت نماز اقرار به ربوبیت خدا و نفى هرگونه شریك براى او و ایستادن با خضوع و كوچكى و بیچارگى در پیشگاه خداست»(2).

از آن جهت كه آدمى مركّب از عقل و شهوت است و نیز در فرمان بردارى او هیچ گونه جبرى وجود ندارد بلكه با اختیار زندگى مىكند قطعاً داراى معاصى و گناهان هم هست پنج بار ایستادن در مقابل خداوند در حال نماز به معناى اعتراف به گناه و درخواست آمرزش گناهان و طلب مغفرت در مقام عمل است.

پس «نماز، ایستادن با اعتراف به گناه و درخواست آمرزش گناهان پیشین و نهادن صورت بر زمین پنج نوبت در شبانه روز با عظمت خدا، همراه است»(3).

و چون هواى نفس هر لحظه او را به غفلت و سركشى سوق مىدهد و به غرور و خود خواهى دعوت مىكند و به افزون طلبى و تمامیت خواهى فرا مىخواند باید در مقابل آن، عاملى باشد بسیار قوى و نیرومند كه جلوى این رذایل را سد نموده و او را به سمت عزت و عظمت انسانى سوق دهد كه آن نماز است چون نماز تنها عنصر بازدارنده از ذمائم اخلاقى است.

چنانچه در حدیث آمده است كه «نماز موجب یاد خدا و دورى از غفلت و سركشى و باعث خشوع، فروتنى و خواهان طلب افزایش معنوى و مادى است»(4).

و چون در سرشت آدمى نسیان و فراموشى عجین است هر لحظه بیم آن مىرود كه انسان خود و آفریدگارش را به باده نسیان و فراموشى سپرده و طغیان و سركشى را پیشه خود سازد و عمرى را در حیوانیت و پستى

سپرى سازد و كمال و انسانیت خویش را در حیات حیوانى ببیند اینجاست كه: «نماز او را به مداومت بر ذكر خدا در شب و روز بر مىانگیزاند تا بنده، مولى و مدبر و آفریدگار خود را فراموش نكند چرا كه فراموشكارى، باعث طغیان و سركشى خواهد بود»(5).

وبالاخره اینكه فلسفه نماز، حضور در پیشگاه ربوبى و اظهار بندگى و عبودیت و اقرار به ربوبیت پروردگار و جاودانگى بر آن ذاتى است كه موجب مىشود بنده در پى اصلاح و سعادت خویش برآید و به كمال انسانى خود دست یابد. «انسان در حال نماز در محضر خدا و به یاد خداست و همین حالت او را از معاصى بازداشته و از همه تباهىها و تاریكىها او را مانع مىشود»(6).

پی نوشتها:

1 ـ سوره مباركه جمعه، آیه 1.

2 ـ میزان الحكمة، ج5 ص376.

3 ـ میزان الحكمه، ج5 ص376.

4 ـ میزان الحكمه، ج5 ص376.

5 ـ همان مأخذ.

6 ـ میزان الحكمه، ج5 ص376.

منبع: كتاب منبع: كتاب نقش نماز در شخصیت جوانان


نوشته شده در سه شنبه 29 آذر 1390 09:18 ب.ظ
ارسال شده در: اسرار و چرایی نماز ،
دیدگاه ها : نظرات

گالری تصاویر

Sample image
Sample image
Sample image
Sample image

درباره وبلاگ


اِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی من «الله» هستم؛ معبودی جز من نیست! مرا بپرست، و نماز را برای یاد من بپادار! قرآن كریم، سوره طه، آیه 14

نماز در کلام اهل بیت

آمار و ارقام

بازدید امروز :
بازدید دیروز :