تبلیغات
نماز، ذكر الله - مطالب آثار و بركات نماز

سر مقاله این هفته

Sample image

چطور نماز از فحشاء و منكرات نهى مى كند؟ در جواب مى گوییم این عمل مخصوصا كه بنده خدا آن را در هر روز پنج بار به جا بیاورد، و همه عمر ادامه دهد، و مخصوصا اگر آن را همه روزه ... ادامه مطلب

به ذکر الله ؛ پایگاه تخصصی نماز خوش آمدید.

چگونه نماز انسان را از فحشا و منكر باز مى دارد


و سیاق آیات شاهد بر این است كه : مراد از این بازدارى ، بازدارى طبیعت نماز از فحشاء و منكر است ، البته بازدارى آن به نحو اقتضاء است نه علیت تامه ، كه هر كس نماز خواند، دیگر نتواند گناه كند.
خواهى گفت چطور نماز از فحشاء و منكرات نهى مى كند؟ در جواب مى گوییم این عمل مخصوصا كه بنده خدا آن را در هر روز پنج بار به جا بیاورد، و همه عمر ادامه دهد، و مخصوصا اگر آن را همه روزه در جامعه اى صالح به جا بیاورد، و افراد آن جامعه نیز مانند او همه روزه به جا بیاورند، و مثل او نسبت به آن اهتمام بورزند، طبعا با گناهان كبیره سازش ندارد.
آرى توجه به خدا از در بندگى ، آنهم در چنین محیط و از چنین افراد، طبیعتا باید انسان را از هر معصیتى كبیره و هر عملى كه ذوق دینى آن را شنیع مى داند، از قبیل قتل نفس ، تجاوز به جانها و به مال ایتام ، زنا، و لواط، باز بدارد، بلكه نه تنها از ارتكاب آنها، بلكه حتى از تلقین آن نیز جلوگیرى كند.
براى اینكه نماز مشتمل است بر ذكر خدا، و این ذكر، اولا ایمان به وحدانیت خداى تعالى ، و رسالت و جزاى روز قیامت را به نمازگزار تلقین مى كند، و به او مى گوید كه خداى خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار داده و از او استعانت بنما، و درخواست كن كه تو را به سوى صراط مستقیم هدایت نموده ، و از ضلالت و غضبش به او پناه ببر.
و ثانیا او را وادار مى كند بر اینكه با روح و بدن خود متوجه ساحت عظمت و كبریایى خدا شده ، پروردگار خود را با حمد و ثنا و تسبیح و تكبیر یاد آورد، و در آخر بر خود و هم مسلكان خود و بر همه بندگان صالح سلام بفرستد.
علاوه بر این او را وادار مى كند به اینكه از حدث (كه نوعى آلودگى روحى است )، و از خبث یعنى آلودگى بدن و جامه ، خود را پاك كند، و نیز از اینكه لباس و مكان نمازش غصبى باشد، بپرهیزد، و رو به سوى خانه پروردگارش بایستد.
پس اگر انسان مدتى كوتاه بر نماز خود پایدارى كند، و در انجام آن تا حدى نیت صادق داشته باشد، این ادامه در مدت كوتاه به طور مسلم باعث مى شود كه ملكه پرهیز از فحشاء و منكر در او پیدا شود، به طورى كه اگر فرضا آدمى شخصى را موكل بر خود كند، كه دائما ناظر بر احوالش باشد، و او را آنچنان تربیت كند كه این ملكه در او پیدا شود و به زیور ادب عبودیت آراسته گردد، قطعا تربیت او موثرتر از تربیت نماز نیست ، و به بیش از آنچه كه نماز او را دستور مى دهد دستور نخواهد داد، و به بیش از آن مقدار كه نماز به ریاضت وادارش مى كند وادار نخواهد كرد.
جواب به این اشكال كه چرا بسیارى از نمازگزاران مرتكب كبائر و منكرات مى  شوند؟
در اینجا لازم است اشكالى كه به آیه شریفه شده ، و جوابش را خاطرنشان سازیم ، بعضى بر این آیه اشكال كرده اند كه :این آیه مى فرماید نماز از فحشاء و منكرات نهى مى كند، و حال آنكه ما بسیارى از نمازگزاران را مى بینیم كه از ارتكاب گناهان بزرگ پروایى ندارند، چرا نماز آنان از فحشاء و منكرات بازشان نمى دارد؟.
در جواب از این اشكال بعضى از علماء گفته اند:اصلا كلمه صلوه در آیه شریفه به معناى نماز نیست ، بلكه به معناى دعا است ، و مراد از دعا هم دعوت به سوى امر خدا است ، و معناى آیه این است كه : اى پیغمبر من ، بر دعوت به سوى امر خدا پایدارى كن ، كه اگر چنین كنى این دعوت مردم را از فحشاء و منكرات باز مى دارد لیكن این جواب اشكال دارد، براى اینكه در حقیقت براى رفع اشكال و فرار از آن ، آیه را از ظاهرش برگردانیده .
بعضى دیگر گفته اند:كلمه صلوه در آیه شریفه در معناى نكره است ، و معناى آیه این است كه یك قسم از نمازها باعث مى شود كه نمازگزار از فحشاء و منكرات اجتناب بورزد، و درست هم هست ، پس مراد همه نمازها نیست ، تا آن اشكال وارد شود.
بعضى دیگر گفته اند:نماز مادام كه نمازگزار مشغول آن است این اثر را دارد، یعنى شخص نمازگزار مادام كه مشغول نماز است كارهاى زشت نمى كند، چون همین اشتغال به نماز او را از كارهاى دیگر باز مى دارد.
بعضى دیگر گفته اند:آیه به همان ظاهرى كه دارد معنایى دارد كه آن اشكال متوجهش نمى شود، و آن این است كه : نماز مانند یك انسانى كه دیگرى را از فحشاء و منكرات نهى مى كند، به شخص نمازگزار مى گوید: زنا مكن ، ربا مخور، دروغ مگو، و ... و لیكن همان طور كه در آن انسان لازمه نهى این نیست كه شنونده گوش هم بدهد،و از گفته او منتهى هم بشود، در نماز نیز چنین است ، یعنى نماز مرتب به نمازگزار مى گوید كه چنین و چنان مكن ، و لیكن لازمه این نهى این نیست كه نمازگزار منتهى هم بشود، و از آن كارها دست بردارد. مگر نهى نماز از نهى خدا مهم تر و موثرتر است ، خداى تعالى در آیه شریفه ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذى القربى و ینهى عن الفحشاء و المنكر، به عدل و احسان و صله رحم امر مى كند، و از فحشاء و منكر نهى مى فرماید، و مع ذلك مردم همچنان نافرمانى اش مى كنند، و نهى او باعث انتهاى مردم نمى شود، نهى نماز هم مثل آن ، پس اشكالى كه بر آیه شده ناشى از این توهم است كه نهى همواره مستلزم انتهاء است ، و این توهمى است باطل .
از بعضى از مفسرین نقل شده كه در پاسخ از این اشكال گفته اند:نماز را براى این مى خوانند كه به یاد خدا بیفتند، همچنان كه خود خداى تعالى هم فرموده :اقم الصلوه لذكرى - نماز را براى یاد من به پا دار، و كسى كه به یاد خدا باشد، مسلما از اعمالى كه خوشایند خدا نیست پرهیز مى كند، و آن اشخاصى كه در اشكال مورد نظرند، اشخاصى هستند كه اگر نماز نخوانند گناه بیشتر مى كنند، و نماز در آنها این مقدار اثر گذاشته كه منكرات را كمتر مرتكب شوند.
حق مطلب در پاسخ اشكال فوق
لیكن خواننده عزیز توجه دارد كه هیچ یك از این جوابها با سیاق حكم ، و تعلیلى كه در آیه شریفه آمده نمى سازد، براى اینكه آنچه از سیاق برمى آید این است كه : اگر دستور داده اند به اینكه مردم نماز بخوانند، براى این است كه نماز آنان را از فسق و فجور باز مى دارد، و این تعلیل مى فهماند كه نماز عملى است عبودى ، كه به جا آوردنش صفتى در روح آدمى پدید مى آورد كه آن صفت به اصطلاح معروف ، پلیسى است غیبى ، و صاحبش را از فحشاء و منكرات باز مى دارد، و در نتیجه جان و دلش را از قذارت گناهان و آلودگى هایى كه از اعمال زشت پیدا مى شود، پاك مى نماید.
پس معلوم مى شود مقصود از نماز رسیدن به آن صفت است ، یعنى صفت بازدارى از گناه ، چیزى كه هست در جواب از آن اشكال مى گوییم : پیدایش این صفت اثر طبیعى نماز هست ، و لیكن به نحو اقتضاء، نه به نحو علیت ، پس اینكه در جواب دومى گفتند در بعضى افراد اثر دارد صحیح نیست ، بلكه در همه اثر دارد، و لیكن به نحو اقتضاء و نیز اینكه در جواب سوم گفتند اثرش تا وقتى است كه انسان مشغول نماز است ، صحیح نیست ، بلكه اثرش در همه احوال است اما به نحو اقتضاء و اینكه در جواب چهارم گفتند: نهى مستلزم انتهاء نیست و گویا در آیه شریفه فرموده نماز بخوان تا نهى نماز را بشنوى صحیح نیست ، بلكه نهى مستلزم انتهاء هست چیزى كه هست گفتیم به نحو اقتضاء و اینكه در جواب پنجم گفتند نماز یاد خدا است و یاد خدا انسان را از فحشاء باز مى دارد باز درست نیست ، براى اینكه اشكال بر گناهكارى نمازگزار است ، چه یاد خدا باشد و چه نباشد.
پس حق در جواب همان است كه گفتیم بازدارى از گناه اثر طبیعى نماز است ، چون نماز توجه خاصى است از بنده به سوى خداى سبحان ، لیكن این اثر تنها به مقدار اقتضاء است ، نه علیت تامه ، تا تخلف نپذیرد، و نمازگزار دیگر نتواند گناه كند، نه ، بلكه اثرش به مقدار اقتضاء است ، یعنى اگر مانع و یا مزاحمى در بین نباشد اثر خود را مى بخشد، و نمازگزار را از فحشاء باز مى دارد، ولى اگر مانعى و یا مزاحمى جلو اثر آن را گرفت ، دیگر اثر نمى كند، و در نتیجه نمازگزار آن كارى كه انتظارش را از او ندارند مى كند، خلاصه یاد خدا، و موانعى كه از اثر او جلو مى گیرند، مانند دو كفه ترازو هستند، هر وقت كفه یاد خدا چربید، نمازگزار گناه نمى كند، و هر جا كفه آن موانع چربید كفه یاد خدا ضعیف مى شود، و نمازگزار از حقیقت یاد خدا منصرف مى گردد، و گناه را مرتكب مى شود. و اگر خواننده عزیز بخواهد این معنا را لمس كند، باید حال بعضى از افراد كه نام مسلمان دارند، و در عین حال نماز نمى خوانند، در نظر بگیرد، كه اگر رفتار آنها را زیر نظر قرار دهد، مى بیند كه به خاطر نخواندن نماز، روزه را هم مى خورد، و حج هم نمى رود و زكات هم نمى دهد، و بالاخره سایر واجبات را هم ترك مى كند، و هیچ فرقى بین پاك و نجس ، و حلال و حرام نمى گذارد، و خلاصه در راه زندگى همچنان پیش مى رود، هر چه پیش آید خوش آید، و هیچ چیزى را در راه خود مانع پیشرفت خود نمى بیند، نه ظلم ، نه زنا، نه ربا، نه دروغ ، و نه هیچ چیز دیگر.
آن وقت اگر حال چنین شخصى را با حال كسى مقایسه كنى كه نماز مى خواند، و در نمازش به حداقل آن یعنى آن مقدارى كه تكلیف از گردنش ساقط شود اكتفاء مى كند، خواهى دید كه او از بسیارى از كارها كه بى نماز از آن پروا نداشت پروا دارد، و اگر حال این نمازگزار را با حال كسى مقایسه كنى كه در نمازش اهتمام بیشترى دارد، خواهى دید كه دومى از گناهان بیشترى پروا دارد، و به همین قیاس هر چه نماز كاملتر باشد، خوددارى از فحشاء و منكرات بیشتر خواهد بود.

منبع: ترجمه المیزان ج : 16 ص : 202


نوشته شده در جمعه 2 فروردین 1392 12:52 ب.ظ
ارسال شده در: آثار و بركات نماز ،
دیدگاه ها : نظرات

نقش نماز در شخصیت جوانان

اینكه در انسان تمایلات و گرایشاتى وجوددارد كه او را متوجه به اهدافى مىسازد و مىخواهد به دست یابى با آن اهداف خود را تسكین و اطمینان ببخشد نشانه آن است كه باید چنین ملجائى وجود داشته باشد. چون اقتضاى حكمت بالغه الهى این است كه هیچ نیازى را بدون پاسخ نگذارد.

آرى اگر انسان احساس عطش و گرسنگى مىكند باید آب و طعامى باشد تا رفع تشنگى و گرسنگى نماید. حال باید دید كه چه عواملى اضطراب او را رفع مىكنند و چه دارویى براى او شفا بخش است و كدام طبیب به درد او عالم مىباشد؟

تردیدى نیست كه روح و حقیقت تعالیم دین به نیازهاى روحى و گرایشات غریزى و فطرى او برگشت مىكند و با جزم و یقین مىتوان گفت كه هیچ یك از دستورات دین بىارتباط با تكامل انسانى او نیست. «جان و جوهر پاسخ اسلامى به دنیاى متجدد در جهات دینى و معنوى و فكرى زندگى بشر نهفته است. همین جهات است كه كردار بشر و نحوه تلقى او را از جهان پیرامون رقم مىزند. مهمترین پاسخ یك جوان مسلمان و مهمترین گامى كه باید او پیش از هر چیز بردارد این است كه قوت ایمان خود را حفظ كند و اعتمادش را به صدق و اعتبار وحى اسلامى از دست ندهد. دنیاى متجدد به تدریج تباه شده است و در صدد است همه آنچه را كه مقدس و طبعاً دینى است از بین ببرد و بخصوص با اسلام به عنوان دینى كه از نگرش قدسى نسبت به زندگى و قانون الهى در برگیرنده همه افعال و اعمال بشر عدول نكرده است مخالفت دارد. اكثر مشترقان غربى حدود دو قرن به اسلام مىتاختهاند و سعى داشتهاند به مسلمین یاد دهند كه دین خود را چگونه بفهمند»(1). همه این تلاشها بدان جهت صورت مىگیرد كه اسلام چون مسیحیت و یهودیت تحریف نشده و متون واقعى آن در دست است و پاسخ همه معضلات را مىتوان در او جست.

در متن و منبع همین دین (قرآن) به مسلمانان تعلیم داده مىشود كه قرآن شفاى همه امراض قلبى انسانهاست قد جاءتكم موعظةٌ من ربكم وشفاءٌ لما فى الصدور. «اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمد و درمان آنچه كه در سینههاست»(2).

و خداوند، عالِم به سرّ و علن همه موجودات بوده پس تنها طبیب حاذق اوست و قرآن تنها نسخه كاملى است كه با عمل بدان مىتوان سلامت كامل را بدست آورد چنانچه على(علیه السلام) فرمودهاند: «از قرآن براى بیمارىهاى خود شفا طلب كنید و براى حل مشكلات خویش به آن استعانت بجوئید چه اینكه در قرآن شفاى بزرگترین دردهاست كه آن درد كفر و نفاق و گمراهى است»(2).

و نیز در همین دین تأكید بسیار رفته است به اینكه اطمینان قلبى شما انسانها در گرو یاد الهى است. الا بذكر الله تطمئنّ القلوب «آگاه باشید كه با ذكر و یاد خدا دلها آرامش مىیابد» (3).

پس تنها ملجأ و پناهگاه واقعى، اتصال قلوب به عالم لاهوت و سپردن دل به دست صاحبدل و توجه كامل به خالق قادر است تا اینكه خود را بدان وابسته ببند و از غیر او دل بركند و پاسخ اصلى و برآوردن همه نیاز و فقر خود را در بىنیازى و غناى او یابد و هدایت خویش را در عمل به دستورات و تعالیم او بداند و تعدیل شخصیت و تكمیل انسانیت خود را در انس و آشنایى با تعالیم قرآن و دستورات اسلام جستجو نماید.

پی نوشتها:

1- دكتر حسین نصر جوان مسلمان و دنیاى متجدد، ص342.

2 ـ جوان مسلمان و دنیاى متجدد، ص352.

3 ـ سوره مباركه یونس، آیه 57.

منبع: كتاب نقش نماز در شخصیت جوانان


نوشته شده در پنجشنبه 1 دی 1390 11:20 ب.ظ
ارسال شده در: آثار و بركات نماز ،
دیدگاه ها : نظرات
تعداد کل صفحات : 2 1 2

گالری تصاویر

Sample image
Sample image
Sample image
Sample image

درباره وبلاگ


اِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی من «الله» هستم؛ معبودی جز من نیست! مرا بپرست، و نماز را برای یاد من بپادار! قرآن كریم، سوره طه، آیه 14

نماز در کلام اهل بیت

آمار و ارقام

بازدید امروز :
بازدید دیروز :